پیشنهادم اول: در شهر جدید صدرا و اطراف آن اگر به جای شهردار شهر مسئول ستاد بحران شهر صدرا  و اطراف آن با شخصی دیگری مانند بخشدار یا نماینده ای از طرف شخص فرماندار که اداره ای به نام بخشداری و یا اکیبی از طرف فرمانداری  باشد که در مکانی مشخص و مستقل برای مدیریت بحران در شهر و اطراف آن مستقر باشد و اختیار لازم را برای نظارت بر کارهای ادارات دولتی مربوطه در شهر و اطراف آن را داشته باشد و درصورت لزوم اختیار تذکر و برخورد با افراد سهل انگار را در ادارات مربوطه در شهر و اطراف آن را داشته باشد  و شهردار و شهرداری با امکانات لازم نه این شهرداری که یک لودر و یک گریدر خراب بیشتر در برف چند روز پیش نداشت که با توجه به شیب موجود در سطح شهر این امکانات محدود نیز قدرت و کارایی لازم را برای برف روبی در شیب های تند در این بارش برف چند روز پیش در شهر را نداشته که به خاطر تماس های خانواده های ساکن در شهر صدرا از روی ناچاری و علارغم میل باطنی ام مجبور شدم تا بعد از چند مرتبه درخواست مودبانه برای برف روبی از آنان برای خروج اکیب آبرسان و تعمیراتی آب از ساختمان اجاره ای اتفاقات آب در آخرین تماس تلفنی که در بعد از نیمه شب با یکی از مسئولین در شهرداری صدرا داشتم هر چه می توانستم به آن مسئولی که گوشی را برداشته بود بد و بیراه گفتم که با توجه به وجود این همه لودر و امکانات شخصی که در شهر وجود دارد چرا سریع برای کرایه آن اقدام نکرده اند که تا صبح روز بعد خبری از همکاری آنان نبود که بازهم تماس گرفتم که خیلی از تماس در نیمه شب با این شماره تلفن عصبانی بود که اظهار بی اطلاعی کردم و خود مجبور شدم تا شخصا جلو اداره را با بیل معمولی برف روبی کنم و اکیب آبرسان اتفاقات با تنها خودرو کمک داری که در اتفاقات وجود دارد به طرف مخازنی که فاصله زیادی از معابر آسفالت نداشت حرکت کنند که خیلی از راه را هم پیاده تا تاسیسات در دسترس آبرسانی برای بازکردن حداقل آب بروی مردم مرکز شهر اقدام کردند . پیشنهاد دوم : از شرکت آب و فاضلاب کلان شهر شیراز در شهر امکاناتی پراکنده وجود دارد که هر قسمت آن مسئولی دارد که مستقیم زیر نظر مدیریت مربوطه در شهر شیراز در شهر صدرا مشغول انجام وظیفه می باشد که برای مواقع بحرانی مانند برف چند روز پیش و روزهای سرما و یخبندان بعد از آن به غیر از امداد حوادث آب بقیه واحدهای شرکت تعطیل شده بود که روز جمعه یک نفر از آنان را برای تحویل گرفتن کارتن ده تایی کنتور آب برای نصب به جای کنتور های ترکیده از سرما مشترکین در شهر مشاهده نمودم که چنانچه همه پرسنل شرکت حاضر در شهر در شهر صدرا سکونت داشتند و مدیر واحدی که در شهر صدرا سکونت داشته باشد و مدیریت تمامی واحدهای پراکنده امور آب و فاضلاب شهر صدرا را به عهده داشته باشد و در همه مواقع خصوصا در چنین روزهایی کارایی بهتری داشته باشند . پیشنهاد سوم: از صبح همان شبی که در شهر برف شروع به باریدن کرد شیفت کاری اینجانب شروع شد که به جای 24 ساعت تا حدود بیش از 34 ساعت که همکارم از شهر شیراز به خاطر باز نشدن راه خیلی دیر به شهر صدرا رسید و شروع به کار نمود که در این مدت شاهد تماس های از مردم شهر بودم که هرچند 99 در صد آنها خودشان مقصر هستند و یک درصد امداد حوادث آب چون در ساختمانهایی ویلایی یا مجتمع های مسکونی با طبقات زیاد و بدون مخزن ذخیره و پمپاژ زندگی می کنند که اظهار می نمودند که از غروب تا حدود یک الی 3 نصف شب مسیر از مرکز شهر شیراز تا شهر صدرا را با خودرو یا مجبور شده اند تا خودرو خود را که زنجیر چرخ نداشته و یا حتی داشته اما مسیر برف روبی نشده بوده تا بتوانند ادامه مسیر با آن حجم برف برایشان مقدور باشد را در مسیر رها کرده و پیاده این مسیر طولانی را بیایند و خود را به منزلی که ایجاد گرما در آن با شوفاژ بوده که با قطع آب آن تبدیل شده بوده به داخل یخچال برسانند و تشنه و گرسنه چون برای درست کردن اکثر غذاها احتیاج به آب می باشد و بدون رعایت بهداشت و ساعت هایی را در خانه سپری نمایند که از نظر اینجانب اگر مسئولین مربوطه در شهرستان سفارش ساخت یک تیغه سبک فلزی محکم را برای کنار زدن برف از جلو خودروهای امدادی مربوط به امداد حوادث شهری مانند اورژانس و  آتش نشانی و آب و برق و گاز و شهرداری و فاضلاب و کلانتری که قابل نصب بروی سپر جلو خودرو های سبک ادارات مربوطه باشد را به شرکت های داخلی در استان بدهند یا نمونه های آماده آن را که در کشور موجود می باشد اگر نباشد نیز از خارج کشور وارد نمایند  تا  در اختیار گروه های امدادی مربوطه قرار گیرد و گروه های مربوطه در شهر های برف گیر بتوانند حداقل خدمات امداد رسانی را در وضعیت های بحرانی برای مردم شهر انجام دهند که متاسفانه شنیده ام حتی خودرو های مربوط  به گروه های امدادی فوق مستقر در شهر در برف اخیر زنجیر چرخ هم نداشته اند و بدتر از آن نیز پاسخی بود که به پیشنهاد و انتقاد اینجانبی که رهگذر بودم دادند که از نظر اینجانب خیلی زشت و زننده بود که با توجه به سابقه ای طولانی عضویت فعالی که در آن نهاد داشته ام از این نحوه برخورد آنان خیلی ناراحت شده ام اگر سالها پیش بود و جوان بودم که حق نیز این بود که برگردم و حداقل یک سیلی محکم به صورت اش بزنم که تا مدتها جای کبودی آن روی صورت اش مشخص باشد تا دیگر بدون امکانات برای تماشای گرفتاری مردم از مقرهایشان خارج نشوند و اگر هم آمدند با امکانات لازم بیرون بیایند و در این طور مواقع صد در صد به مردم کمک کنند